۴ روش برای بازاریابی موفق

marketing

در این مقاله به بررسی ۴ روش برای بازاریابی موفق می‌پردازیم که با استفاده از آنها می‌توانید محصولات و خدمات خود را وارد بازار کنید.

ایجاد کارآیی

مرحله‌ی نخست، ایجاد کاربردپذیری، سودمندی و برآورده کردن نیازهای مشتری برای رسیدن به نتایج تعیین شده است. این دیدگاه نیازمند این است که شما هرآنچه مشتری در راستای رسیدن به اهدافش به آن نیاز دارد، به او ارائه دهید.

یک مثال خوب در این زمینه، بیل یا کامیون بارکش است که هرکدام ارزش و کارآیی خود را دارد اما نه آن کارآیی نهایی که مشتری در ذهن خود دارد. این جمله را شنیده اید که می گوید: «افراد مته را نمی خرند؛ آنها سوراخ را می خرند».

یک نمونه از ابتکار جدیدی که بر پایه‌ی ارزش کاربردپذیری یا نیازمندی‌ها ساخته شد، فدکس است. سال ها قبل از اینکه اَپِل دو ابتکار کاملا جدیدی برای آیپاد، آیفون و آیپد ایجاد کند، فدکس یک شبه ابتکاری برای حمل و نقل نامه‌ها ایجاد کرد که قبلا وجود نداشت.

فرد اسمیت، مؤسس فدکس به دلیل کندی سیستم ارسال، نیازی کلان و گسترده برای ارسال نامه ها و بسته‌ها مشاهده کرد.

به بازار امروز خود نگاه کنید. مشتریان و مشتریان بالقوه‌ی شما چه می‌خواهند، نیاز آنها چیست و به ازای چه چیزهایی در ماه‌ها و سالهای پیش رو مایل به پرداخت هزینه هستند؟ پیتر دراکر می گوید:

گرایش همه چیز را شکل می دهد. ” روند تقاضای مشتری در بازار شما چیست؟ اگر بتوانید پاسخ این سؤال را به درستی بدهید، اغلب می‌توانید در رقابت پیشی بگیرید و حتی قبل از ایجاد بازاری جدید بر آن تسلط داشته باشید.

قیمت‌گذاری صحیح

Correct pricing

روش دوم بازاریابی، تغییر قیمت‌ها است. با تعیین قیمت محصولات و خدمات خود و در نظر گرفتن توانایی مشتریانتان، می‌توانید بازارهای کاملا جدیدی ایجاد کنید که هم اکنون وجود ندارند.

 هنری فورد با داشتن این نگرش منحصر به فرد، بعد از چند دهه کشمکش مالی، به یکی از ثروتمندترین مردان جهان تبدیل شد.

او دریافت که با تولید انبوه خودرو می‌تواند قیمت را تا نقطه‌ای کاهش دهد که بسیاری از آمریکایی ها قدرت خرید یکی از آنها را داشته باشند. او برای دستیابی به این هدف، در تولید و مصرف انبوه انقلابی اساسی ایجاد کرد.

بسیاری از شرکت‌ها توانستند از طریق تمرکز بر تغییر قیمت‌ها با توجه به توانایی خرید مشتریان، به بازار مسلط شوند. آنچه دریافتیم این است که هرچه سهم بازار شما بیشتر و هزینه‌ی تولیدتان کمتر باشد، به ثبات قیمت بیشتری می‌رسید.

 ژاپنی‌ها سالهاست که زیرکانه از این راهبرد استفاده می کنند. در ابتدا محصولات و خدمات خود را با پایین‌ترین قیمت ممکن ارائه می‌دهند تا سهم بازار را به دست آورند و زمانی که سهم بازار را به دست آوردند، از سود ناشی از افزایش مقیاس لذت می‌برند و حتی محصولات خود را با قیمت پایین تر تولید می‌کنند. سپس حتی با ارائه‌ی قیمت کمتر، از سود ناشی از مشتریان خود می‌گذرند و یک بار دیگر سهم بازارشان را افزایش می‌دهند. سرانجام بر بسیاری از بازارهایی که به آن وارد شده اند، تسلط پیدا می‌کنند.

ماهیت واقعی مشتری شما

راهبرد سوم در بازاریابی، سازگاری با ماهیت واقعی مشتری، هم از لحاظ اجتماعی و هم از لحاظ اقتصادی است. به عنوان یک مثال خوب می‌توان شرکت سهامی سیرز (Sears) را در نظر گرفت که چگونه به بزرگ‌ترین خرده فروش دنیا در زمان خود تبدیل شد. این امر به واسطه‌ی ایجاد سیاست مرجوعی و تضمین برگرداندن بدون قید و شرط پول در صورت عدم تمایل مشتری امکان پذیر شد.

ماهیت واقعی مشتریان تا آن زمان این بود که اگر کالایی را می خریدند که کار نمی‌کرد یا مطابق با نیازهایشان نبود، گیر می‌افتادند و راه دیگری نداشتند.

 سیرز دریافت که راه غلبه بر این مانع بزرگ در خرید، تطابق محصولاتش با ماهیت واقعی مشتریان است، که به انقلابی در تجارت و خرده فروشی منجر شد.

هر محصول یک «منفعت اساسی» پیشنهاد می‌دهد که دلیل اصلی تمایل مشتری به خرید آن است. همچنین هر محصول یا خدمات یک «ترس اساسی» ایجاد می کند که مانع خرید محصول یا خدمات توسط مشتری می‌شود.

 به عنوان مثال، مشتریان از خطر کردن وحشت دارند. آنها از پرداخت مبلغ زیاد ، دریافت محصول اشتباه، از دست دادن پولشان و گیرکردن با محصول نامتناسب با اهدافشان می‌ترسند. ترس آنان هرچه باشد، دلیل اصلی اجتناب آنها از خرید محصول یا خدمات با هر قیمتی است. با تأکید بر منفعت‌های اساسی، مشتری با خریدن محصولات یا خدمات شما ارزش افزوده‌ی منحصر به فردی دریافت می‌کند و همزمان با از بین بردن ترس اصلی او، می‌توانید بازار وسیعی برای آنچه می‌فروشید، ایجاد کنید.

تحویل ارزش واقعی

چهارمین دیدگاه در بازاریابی این است که «ارزش واقعی» را به مشتری تحویل دهید. ارزش واقعی، تنها از طریق رابطه‌ی کاری تنگاتنگ با مشتری‌تان قابل شناسایی است.

شرکت آی بی ام نمونه‌ی بسیار خوب است. این شرکت در روزهای نخستین کار خود موفق شد تا هشتاد درصد بازار رایانه‌ی جهان را تحت کنترل خود در بیاورد.

 آی بی ام کشف کرد که در زمینه‌ی تجهیزات پیشرفته با صدها هزار یا میلیونها دلار فروش، کارکرد رایانه نیست که خریداران را جذب می‌کند، بلکه اطمینان از این است که اگر نقصی در رایانه ایجاد شود، به سرعت تعمیر و برطرف خواهد شد.

آی بی ام نه تنها محصولات رایانه‌ای را در سطح جهانی تولید کرد، بلکه امنیت خرید از آی بی ام را نیز گسترش داد؛ بدین معنی که اگر به هر دلیلی مشکلی در تجهیزاتتان ایجاد می شد، بهترین خدمات پشتیبانی دنیا از شما حمایت می‌کرد و این «ارزش واقعی» بود.

کلام آخر:

شاید این جمله را شنیده باشید که قدرت دانش در عمل کردن به آن است. اگر بتوانید مفاهیم این مقاله را به خوبی در ذهن خود تجزیه و تحلیل کرده و در عمل آن‌ها را به کار ببندید مطمئن باشید که احتمال موفقیت شما در بازاریابی تا حد بسیار زیادی افزایش پیدا کرده و می‌توانید فروش محصولات و خدمات خود را تضمین کنید.

به یاد داشته باشید که برای دستیابی به موفقیت باید دانش و عمل خود را ترکیب کنید و انعطاف‌پذیر باشید تا بتوانید با چالش‌هایی که روبرو می‌شوید به سلامت آن‌ها را پشت سر بگذارید.

امیدوارم این مقاله برای شما دوستان عزیز مفید و قابل استفاده باشد.

 

منبع‌: کلیدزندگی

۵
دیدگاه ها

پاسخی را بگذارید